English Persian
 
گِرگ لفکورت (Greg Lefcourt)
 
گرِگ لفکورت مدیر امور فروش و شریک در شرکت قهوه‌ی اوزو (OZO Coffee Company) در بولدرِ کلرادو است.

Greg Lefcourt1

در گذشته چه شغل‌های مربوط به قهوه‌ای داشته‌اید؟

• باریستا در کافه‌ی Our Daily Bread در سنتا باربارای کالیفرنیا، تابستان سال 2000 (این اولین شغل مربوط به قهوه‌ی من بود)
• باریستا در کافه‌ی Vic’s Espresso، در بولدرِ کلرادو، سال 2003 تا 2005
• باریستا در کافه‌ی Allison Espresso در بولدر کلرادو، سال 2005 تا 2006
• مدیر شرکت The Tea Spot در بولدرِ کلرادو، سال 2006

 

کدام قسمت کار در صنعت قهوه را بیشتر از همه دوست دارید؟

از اینکه می‌توانم هر روز مطلب تازه‌ای یاد بگیرم خیلی خوش‌ام می‌آید. من در کارم هر روز به چالش کشیده می‌شوم. ژرفنای دانش انتها ندارد و من هر روز سعی می‌کنم مهارت‌هایم را در حوزه‌ی کاری‌ام افزایش و توسعه دهم. یاد گرفتن چیزهای تازه، از خلال تعامل با مشتریان، سفر به مناطق بومی کشت قهوه، آموختن نحوه‌ی کار کردن با تجهیزات جدید، رقابت با باریستاهای دیگر، ملاقات و دوستی با دیگر اهالی حرفه‌ای دنیای قهوه یا صرفاً دستکاری و تنظیم آسیاب قهوه‌ام هرگز خسته‌ام نمی‌کند و با گذشت 13 سال از حضورم در این عرصه، این اخلاقم تغییر نکرده و نخواهد کرد.

فکر می‌کنید در حالت ایده‌آل، 10 سال دیگر در چه حال باشید؟

امیدوارم آن موقع ساعات کاری‌ام کمتر از الان باشد، اما همچنان در حال بهبود اوزو به عنوان یکی از مدیرانش باشم و آن را در زمینه‌ی تخصصی قهوه در کلرادو – و شاید هم ایالات دیگر – به پیش برانم. دوست دارم آن موقع مدرسی در زمینه‌های خدماتی، کیفی و دانش و مهارت‌های قهوه باشم و موج‌های جدید قهوه‌دوستان تازه‌نفس را در این زمینه‌ها آموزش بدهم.

از که و چه الهام می‌گیرید؟

همه‌ی کسانی که در زمینه‌ی قهوه فعالیت می‌کنند و از خودم بیشتر می‌دانند، و همچنین آن‌هایی که تازه دارند گام‌های اولشان را بر می‌دارند. من از یاد گرفتن و یاد دادن همزمان خیلی الهام می‌گیرم. دیگر منابع الهام برای من کشاورزانی‌اند که محصول از پی محصول در مزارعشان کشت می‌کنند، BGA* و SCAA**، آدم‌هایی که سخت تلاش می‌کنند تا قهوه‌ی باکیفیت را سال به سال بهتر و بهتر ارائه دهند.

 

در حال حاضر چه جور قهوه‌ای می‌نوشید؟

قهوه‌ای متعلق به نیکاراگوئه: Nicaragua Un Regalo de Dios. این قهوه مثل طلای مایع است: خامه‌ای، شیرین و از هر نظر متعادل.

 

آیا تجربه/خاطره‌ی عجیب و غریب یا به یاد ماندنی‌ای دارید که برایمان تعریف کنید؟

سفر به مزرعه‌ی قهوه (در جنوب امریکا) برای اولین بار، دیدن دانه‌های قهوه در میانه‌ی برداشت، چیده شدن قهوه، فراوری آن، حس هیجان، جنبش و زمان‌بندی همه‌ی کارها. آن موقع رفته بودم برزیل تا برادر نامزدم را ببینم که در شهر ساحلی باهیا زندگی می‌کند. با هم سوار هواپیما شدیم و به میناس گریس رفتیم تا منطقه‌ی سانتو آنتونیو را ببینیم و سری به مزرعه‌ی سامامبایا بزنیم که محصول قهوه‌اش را در سال 2010 در رقابت‌های باریستایی ایالات متحده استفاده کرده بودم. نامزدم زبان پرتغالی را به خوبی صحبت می‌کند و در نتیجه آنجا مترجممان شده بود، چون در این مناطق اصلاً کسی انگلیسی حرف نمی‌زند. برقراری ارتباط با این منبع قهوه کمک‌ام کرد احترام جدیدی برای نزدیکی‌ام با قهوه قائل شوم. وقتی از این سفر به ایالات متحده برگشتم، بیش از پیش از دلیلم برای پرداختن به آنچه هر روز مشغول‌اش هستم مطمئن بودم.

وقتی درگیر قهوه نیستید چه‌کار می‌کنید؟

اسنوبورد سواری، یوگا، گوش دادن به موسیقی زنده، پیاده روی، بازی دیسک‌-گلف، سفرهای اکتشافی، آشپزی و غذا خوردن، سفر کردن، گردش با دوچرخه، وقت گذراندن با نامزد و دختر خوانده‌ام و سگمان. اساساً اینکه از خانه بیرون بروم و از این دنیای فوق‌العاده و زیبایی‌هایش لذت ببرم.

Greg Lefcourt2

نظر شما

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500